ترونه خون

 
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۳
 
 

 در ده ثانیه نشان دهیم که برای خود کسی هستیم .

یکی از دوستان من به نام کارن در حرفة خود که تزیین و مبلمان خانه هاست بسیار ماهر و مورد قبول است . همسر او نیز به همان اندازه در کار خودش که ارتباطات است ، شهرت قابل توجهی دارد . آنها دو پسر کوچک دارند .

در محیط کار همه مطیع کارن هستند و برای نظراتش ارزش قائلند . او در این زمینه فردی سرشناس است .

با این حال همیشه از این مسئله شکایت دارد که وقتی می خواهد در مشکلات کاری همسرش به او کمک کند ، یا وقتی درمسائل مربوط به مدرسة بچه هایش شرکت کند ، هیچ کس به حرف های او اعتنا نمی کند .

او یکبار از من پرسید : « چه طور میت وانم در یک جمع مورد توجه واقع شوم ، طوری که بتوانم نظر افرادی که مرا نمی شناسند به خود جلب کنم یا حداقل آدم جالبی به نظر برسم ؟ » روش هایی که در این بخش آمده ، به شما کمک می کند تا به این هدف دست یابید . شما می توانید با استفاده از این روش ها ، درنظر هر کسی ، فردی خاص باشید . و در هر جمعی نظرها را به خود جلب کنید ، حتی اگر درآن جمع فردی بیگانه و ناآشنا باشید .

بیایید ، از لبخند زدن شروع کنیم .

افراد موفق می دانند یکی از قوی ترین سلاح ها لبخندشان است ، به همین دلیل کاری می کنند ، با این شیوه بیشترین تأثیر را بر بیننده بگذارند .

لبخندهای کوتاه و مصنوعی ، امروزه کاربرد چندانی نداردو در هزارتوی دنیای امروزدیگر هیچ تأثیری را بر جای نمی گذارد .به رهبران بزرگ دنیا ، کسانی که سخنرانی های اساسی ، ایراد می کنند ، یا صاحبان شرکت های معتبر و مشهور نگاه کنید . هیچ یک از آنها را در حال لبخند زدن نمی بینید . افراد با نفوذ و نامی نیز در همة طبقات اجتماعی ، این چنین اند ، ولی وقتی خطوط لبخند بر چهره های شان نقش می بندد ، آن قدر قدرتمند عمل می کند .و که دنیا را به لبخند زدن وا می دارد .





راهکار 1

لبخند اثر بخش

وقتی می خواهید با کسی سلام و احول پرسی کنید ، ابتدا لبخند نزنید ، چون ارزش لبخندتان را از بین می برید . سعی کنید ،لحظه ای به صورت او خیره شوید ، سپس مکث کنید .

وضعیت روحی او را به طور کامل بررسی نمایید .

آن گاه با لبخندی عمیق ، گرم و سرشار از توجه و علاقه به او نگاه کنید ، لبخندی که چشمان تان را هم فرا گیرد .

این لبخند مانند موجی گرم و گیرا ، مخاطب شما را دربر می گیرد .

با این تأخیر کوتاه مخاطب شما احساس می کند که این لبخند ، صادقانه و فقط متعلق به اوست .

زبان نگاه

چشمان شما مانند مواد منفجره ، می توانند احساسات مردم را به تکاپو و هیجان وا دارند . افراد موفق می دانند که نگاه های عمیق و طولانی می توانند بسیارمفید باشند ، بخصوص میان دو جنس مخالف . در کارهای اداری ، حتی زمانی که طرف مقابل از احساسات عاشقانة شما آگاه نیست ، زبان و نگاهی نیرومند می تواند تأثیری عمیق و نافذ بر زن و مرد بگذارید . این نوع نگاه توأم با ادراک و احترام ، احساسات درونی شما را القاء خواهد کرد .



راهکار 2 -برای زنان

زبان نگاه

فکر کنید ،چشمان تان با شیرینی لذیذ و دلنشینی به چشمان مخاطب تان چسبیده است .

حتی بعد از پایان سخنان تان نیز به نگاه های تان ادامه دهید . لازم است سویی دیگر را بنگرید ، این کار را به آهستگی و بدون جلب توجه انجام دهید ، آخرین چسبندگی های شیرینی را آن قدر بکشید تا سرانجام تمام شود .



راهکار 3 - برای مردان

زبان نگاه

هنگام حرف زدن با مردان ، ازروش نگاه های پرنفوذ استفاده کنید . ولی زمانی که می خواهید دربارة مسائل شخصی صحبت کنید ، از نگاه های کوتاه تری استفاده کنید . تا مخاطب تان احساس نکند مورد تهدید قرار گرفته یا منظور شما را به درستی درک نکرده است .

ولی در برخوردهای روزمره ، ارتباط چشمی خود را به تدریج افزایش دهید و وقتی با زنی همکلام شدید ، ازاین شیوه بیشتر استفاده کنید .

اینک روش مهمی را مطرح می کنیم که باعث می شود شما فرد پر منزلتی جلوه کنید .

از دندان های خود بیاویزید

افراد موفق در زندگی با اطمینان عمل می کنند . با عتماد به نفس حرکت می کنند . همیشه لبخندی توأم با غرور بر لب دارند . هیچ تردیدی به خود راه نمی دهند . طرز رفتار شما نشان می دهد که شما مرد یا زنی هستید که برجشته و ممتاز بودن ، عادت ذاتی شماست . به این روش تجسمی ، که طرز سلوک شما را همچون فردی موفق آشکار می شازد ، توجه کنید . من آن را با این عبارت می خوانم : با دندان های خود بیاویزید .

راهکار 4

با دندان های خود بیاویزید

فرض کنید ، یک گیرة آهنین که در سیرک با دندان از آن آویزان می شوند به چهار چوب دری که می خواهید از آن عبور کنید آویخته باشند . آن را با دندان می گیرید ، و در حالی که محکم در میان دندان های خود نگاه داشته اید ، شما را به بالاترین نقطه می رساند . وقتی از دندان های خود آویزان باشید ، همة عضالت شما در بهترین حالت خود کشیده می شوند .

حالا آماده اید تا مردم را در جایی که می خواهید به خود جذب کنید ، یا کارهای روزانة خود را انجام دهید ، یا آن جا که تنها فرد مهمی به نظر برسید ، فرود بیایید .

تکیه گاه بچه های بزرگ باشید

نخستین واکنش شما در برابر فردی که برای اولین بار او را ملاقات می کنید ، ذهنیتی به وجود می آورد که تمامی روابط شما در ان شکل می گیرد . اگر از کسی که تازه با او آشنا شده اید چیزی می خواهید ، باید به او ثابت کنید که خاص بودنش رادرک می کنید .

شیوه ای که در این جا به آن اشاره می کنیم ، به شما قدرتی می بخشد تا بتوانید هر چه را از دیگران می خواهید ، به سادگی به دست آورید . من این روش را تکیه گاه بچه های بزرگ می نامم .

راهکار5

تکیه گاه بچه های بزرگ شوید

این نقطة اتکا را در اختیار هر کسی که ملاقات می کنید ، قرار دهید . درست در لحظه ای که به شخص جدیدی معرفی می شوید

به او پاداش دهید . همان لبخحند گرمی را که به بچة بازیگوشی که از روی پاهای شما جست و خیز می کند ، می زنید و همان توجهی را که نسبت به او دارید ، در مورد آشنای جدید خود دلنشین دهان بی دندان بچه را از او تحویل بگیرید . وقتی فرد جدید ، بتواند کاملاً به شما تکیه کند ، یعنی شما خاص بودن او را درک کرده اید !

در ده ثانیه نشان دهیم که برای خود کسی هستیم ، درون هر کسی کودکی نهفته و برای این که شما قدر و منزلت او را درک کنید ، گهوارة خود را به لرزه در آورد .

دوست قدیمی سالم

اگر می خواهید مردم به شما علاقه مند شوند ، باید به آنها نشان دهید ، چه قدر دوست شان دارید ! وقتی به دوستی ، قدیمی می رسیم ، بدون کمترین تأملی ، سرشار از گرمی و محبت با او روبه رو می شویم . ناخودآگاه خنده بر لب هایمان می نشیند . حلوتر می رویم . نگاه های مان مهربان و دوستانه می شود . و سرانجام برای در آغوش گرفتنش ، به سویش می شتابیم . ولی اغلب وقتی با فردی نا آشنا روبه رو می شویم ، با خجالت یا بی تفاوتی احساس ناخوشایندی را به او منتقل می کنیم که باعث سردی رابطه می شود .

به این شیوة تجسمی ، توجه کیند . با بکارگیری این روش مطمئناً ، در نخستیم ملاقات با هر کسی ، برخورد گرمی را با او خواهید داشت .



راهکار 6

دوست قدیمی سلام

وقتی با کسی برخورد می کنید تصور کنید دوست قدیمی شماست و ازاین که فرازو نشیت زندگی ، شما رامدت ها از هم دور کرده ناراحت بوده اید ، ولی حالا خدا را شکر می کنید که این دیدارسبب شده تا به دوست خود برسید !

تجسم این تجربة لذتبخش ، زنجیره ای از واکنش های مطلوب را درشما ایجادمی کند ، از باز شدن ناخودآگاه گرة ابروها گرفته تا حالت قرار گرفتن انگشت های پا ویا هر چیزی که سبب بروز عکس العمل می شود .

اینک روش هایی را که به شما کمک می کنند تا بتوانید درنظر همه جلب توجه و خوش برخورد جلوه کنید را یاد گرفته اید ، ولی کار هنوز تمام نشده است . علاوه براین که می خواهید مورد علاقه و اقع شوید ، باید مورد اعتماد ، باهوش و دارای اعتماد به نفس باشید . سه شیوة بعدی به شما کمک می کنند تا با این اهداف دست یابید .

حرکات حاکی از بی قراری بروز ندهید

در برخورد با دیگران ، اگر می خواهید مورد اعتماد واقع شوید ، همة حرکات ناشیانه و غیر ضروری خود را سرکوب کنید . حرکات حاکی از بی قراری این احساس را درمخاصب شما ایجاد می کند ، که در جایی ، مرتکب اشتباه شده اید یا دروغ می گویید .

این شیوه ، شما را یاری می دهد ، تا کاملاً قابل قبول و مورد اعتماد به نظر برسید .



راهکار 7

حرکات غیر ضروری را حذف کنید


وقتی با کسی صحبت می کنید به خارش بینی تان که می خارد ، وزوز گوش تان که صدا میکند یا درد پای تان ، توجهی نکنید . وول نزنید ، به خود نپیچید ، و یا جایی از بدن تان را نخارائید . از همه مهم تر این که دست های خود را از صورت تان دور نگاه دارید . حرکات دست در نزدیگی صورت و حرکاتی ازاین قبیل موجب می شود شنونده در صحت حرف های شما تردید کند.



کانال سکوت را انتخاب کنید

اگر می خواهید در نظر مردم فردی باهوش جلوه کنید ، به دقت به آنها بنگرید ، سعی کنید احساس شان را دربارة حرف هایی که می زنید ، درک کنید و پاسخ خود را مطابق با آن فراهم کنید .

نیازی نیست که زبان اشارات را به طور کامل بیاموزید . شما از طریق کسب تجربه و گذر زمان با مهارت های رفتاری و دیداری آشنا خواهید شد . اغلب مردم می دانند ، اگر مخاطب بی توجهی کند یا جای دیگری را نگاه کند ، به این معنی است که حرف های گوینده برایش جالب نیست . وقتی مخاطب قادر به تحمل حضور شما نباشد ، با دست کشیدن به پشت گردن خود واکنش نشان خواهد داد . وقتی مخاطب به شما احساس برتری کند . با دست هایش بازی خواهد کرد . پس یاد بگیرید ، هر وقت مخاطب تان خسته شد و شروع به بروز عکس العمل کرد ، بی درنگ ، کانال سکوت را انتخاب کنید .



راهکار 8

کانال سکوت را انتخاب کنید

سعی کنید همیشه در دو جهت سخن بگویید : احساس خود را بیان کنید ، در حالی که مراقب واکنش مخاطب تان نیز هستید . به این ترتیب ، حرکت بعدی خود را مطابق با آن طراحی کنید و همه خواهند فهمید که شما حواس تان جمع است و از هیچ چیزی غافل و بی خبر نیستید و در نتیجه آدم باهوشی به نظر خواهید رسید .

همه چیز را قبلاً تجربه کنید

کارشناسان معتقدند اگر قبل از انجام کاری ، رفتار خود را در ذهن مجسم کنیم ، صداها را در ذهن خود بشنویم و نوع حرکات را مرور کنیم ، می توانیم آن فعالیت را بسیار مؤثرتر انجام دهیم . استفاده از قوة تخیل و تجسم در کارها ، در انجام هر عملی مؤثر خواهد بود ، از جمله در حرفه های ارتباطی . به این روش تجسمی که در انجام همة فعالیت ها مؤثر است ، توجه کنید . این روش را قبل از رقتن به مهمانی ها ، سمینارها یا جلسات مهم به کار ببندید . همة آنچه را که قرار است ، اتفاق بیفتد قبلاًَ در ذهن خود مجسم کنید .



راهکار 9

همه چیز را قبلاً تجربه کنید

خود را به جای فرد برتری که مورد پسند شماست ، قرار دهید و مثل او بودن را تمرین کنید . خود را درحالی مجسم کنید که از دندان های تان آویزان شده اید ، با همه دست می دهید ، لبخند مؤثر و خوشایندی بر لب دارید ، و از عملکرد چشمان گیرا یا زبان نگاه استفاده می کنید . صدای خود را بشنوید که به راحتی با همه گپ می زنید . از برتری و در اوج قرار گرفتن تان و این که دیگران را مجذوب خود کرده اید ، لذت می برید .

خود را به صورت همان فرد برتری که مورد قبول تان است ، مجسم کنید . خواهید دید که همه چیز خودبه خود و همان طور که می خواهید پیش می رود .

مردم دو دسته اند :

یک دسته آنهایی که وقتی وارد اتاقی می شوند ،

می گویند : « خب ، من این جا هستم »

و دستة دوم ، کسانی که وقتی وارد اتاقی می شوند ، می گویند : « آه تو این جا هستی . »


 
comment نظرات ()
 
س کس با روبات
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٢
 

لاش “مارتین” برای ازدواج با یک روبات به شکست انجامید زیرا دادگاه بلژیک ازدواج انسان با روبات را مخالف قانون این کشور دانست.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، “مارتین” در این باره می گوید: من پیشتر با زنی ازدواج کرده بودم و دارای یک بچه بودم اما دیگر از زندگی کردن با زنان خسته و از وی جدا شدم. اکنون برای درآمدن از تنهایی قصد دارم با یک روبات ازدواج کنم اما آنان (مقامات دادگاه) به من این اجازه را نمی دهند.

اگه دوس داری بقیشو تو ادامه مطلب بخون.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
سبک ترین و سنگین ترین کودکان دنیا
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٢
 

در حال حاضر سنگین ترین نوزاد زنده  کشور اندونزی نزدیک به هفت کیلوگرم وزن دارد . این کودک در یک زایشگاه خصوصی در شهر «جاکارتا» اندونزی به دنیا آمد .  اما او سنگین ترین نوزاد جهان نیست

۶۵۸۴۹۳۵۹۸۳۴۳۴۳.jpg

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ، وزن دقیق این نوزاد پسر در هنگام تولد شش کیلو و ۹۰۰ گرم بوده است  این نوزاد بعد از تولد به خاطر مشکل تنفس، برای درمان به یک بیمارستان بزرگ تر پایتخت فرستاده شد.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
سوپر من کوچک
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٢
 

 

۴۵۳۵۳۵۴۳۵۳.jpg

 یک پسر بچه سه ساله به دلیل برخورداری از یک صفت ژنتیکی بسیار نادر از چنان قدرتی برخوردار شده که عنوان «سوپر پسر» را به خود اختصاص داده است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،  لیام در هنگام تولد دچار مشکلات زیادی از نظر پزشکی بود . او دارای یک سوراخ کوچک در دیواره فلب خود به همراه اگزما بر روی بدن و بزگی کلیه ها و عدم تحمل به لاکتوز بود . این کودک دارای شکمی سخت بود و در طی روز بارها دچار استفراغ می گردید.

لیام به سرعت بهبود یافت اما نکته ای که والدین او را نگران می کرد اشتهای زیاد این کودک بود . پدرش می گوید او واقعا همیشه گرسنه است .  در واقع هر ساعت احتیاج به تغذیه دارد . مادرش می گوید لیام شش برابر دیگران غذا می خورد !

با گذشت زمان اشتهای کودک نه تنها کاهش نیافت بلکه بیشتر هم شد و نکته مهم و جالب این بود که تمام مواد غذایی در بدن این کودک به ماهیچه تبدیل می شد . در واقع تنها نقطه ای از بدن لیام که دارای چربی است گونه های او است . پزشکان می گویند  متابولیسم بدن این کودک بسیار بالا است .

 ۳۴۵۹۴۳۵۹۸۴۳۵۴۳.jpg

لیام در نوزده ماهگی می توانست بر روی دستهای خود شنا برود . و عضلات شکمی او آنچنان تنومند بود که می توانست باعث حسادت هر ورزشکار زیبایی اندام گردد .

پدرش می گوید : ” شما وقتى چنین قدرتی داشته باشید می توانید دنیا را دستخوش تغییر کنید .

دکتر لارسون می گوید : ”  بله این اتفاق شدنی است  براى اینکه او خیلى قوى است شما وقتى که آن نیروى باورنکردنى را در یک بچه می بینید  آنگاه برای آینده چیزهاى خیلى بیشتر را از او توقع خواهید داشت .  “این توانایی ژنتیکی خاص به این پسر بچه کوچک  امکان می‌دهد که قدرت عضلانی فوق‌العاده‌ای داشته باشد، به طوری که می‌تواند به راحتی اثاثیه و لوازم سنگین را جابه‌جا کند.

محققان علت این قدرت فوق‌العاده و استثنایی را یک حالت ژنتیکی نادر اعلام کرده‌اند. آنها می‌گویند لیام احتمالا به حالتی موسوم به «هایپرتراپی ماهیچه‌ای مربوط به مید ستاتین» دچار است.

در این وضعیت بدن فرد مقدار بسیار اندکی چربی دارد و در عوض رشته‌های ماهیچه‌یی در بدن وی بسیار بزرگ می‌شوند و این وضعیت قدرت واقعی و فوق‌العاده‌ای به فرد می‌دهد.

۴۳۶۵۴۷۵۶۷۶۵.jpg

اولین بار این پدیده در یک پسر بچه خردسال آلمانی در سال ۲۰۰۰ مشاهده شد. لیما ماهیچه‌های بسیار قدرتمندی دارد، اما ظاهر وی درست شبیه به یک کودک طبیعی است .

در واقع جثه او کمی از سن خود کوچکتر، اما قدرتش بسیار بیشتر است.

لیام ناچار است به دلیل متابولیسم سریع در بدنش دائم غذا بخورد، یعنی حداقل باید در روز شش وعده غذا بخورد تا دچار کمبود کالری نشود.

لیام به دلیل قدرت زیاد اگر از بلندی بیافتد، آسیبی نمی‌بیند.
پژوهشگران معتقدند با بررسی و شبیه سازی این حالت می‌تواند بسیاری از بیماریها را معالجه کنند.

پدر لیام می گوید آرزو دارم که رو زی او براى تیم محبوب من یعنی تیم دانشگاه میشیگان تیم فوتبال بازى کند.


 
comment نظرات ()
 
موجودات عجیبو غریب
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٢
 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
عکسای عشقولانه
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٦
 

عکس تصویر تصاویر پیچک ، بهاربیست Www.Bahar-20.com

عکس تصویر تصاویر پیچک ، بهاربیست Www.Bahar-20.com


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
ماجرای یک تجاوز و فیلم سیاه
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٥
 

ماجرای این تراژدی تلخ، هنگامی فاش شد که در روزهای پایانی دی ماه امسال، دختر 29 ساله ای با مراجعه به دادسرای عمومی و انقلاب قزوین پرده از یک اتفاق شیطانی دیگر در زیر پوست این شهر برداشت. فیلم سیاه، دختر جوان را به خودکشی واداشت! حادثه آنلاین: پسر شیطان صفت با وعده ازدواج، دختر جوان را به خانه مجردی اش کشاند و با تهیه فیلم سیاه، او را وادار کرد که با دوستانش نیز رابطه داشته باشد. ماجرای این تراژدی تلخ، هنگامی فاش شد که در روزهای پایانی دی ماه امسال، دختر 29 ساله ای با مراجعه به دادسرای عمومی و انقلاب قزوین پرده از یک اتفاق شیطانی دیگر در زیر پوست این شهر برداشت. دختر جوان که براساس تایید پزشکی قانونی، جنینی 8 هفته ای را در وجود خود دارد، در حالی که به شدت می گریست به قاضی «جعفر شفیعی» بازپرس شعبه ششم دادسرا گفت: یکسال پیش با «محمد»، پسری که به شدت به من ابراز علاقه می کرد و می گفت می خواهد با من ازدواج کند آشنا شدم. «محمد» آن چنان از ازدواج و آینده حرف می زد که اصلاً آینده را بدون او تصور نمی کردم. بعد از مدتی که از آشنایی ما می گذشت،

او مرا به این بهانه که می خواهد با خانواده اش آشنا کند، به منزلشان دعوت کرد. من با این تصور که این دیداری برای آشنایی من با خانواده «محمد» است بهترین لباسهایم را پوشیدم و با خوشحالی وصف نشدنی به منزلشان رفتم». دختر جوان که همچنان می گریست، ادامه داد: «وقتی پایم به خانه این پسر در کوچه ای در خیابان سپه رسید، تازه متوجه شدم که خانواده ای در کار نیست و تنها اتاق اجاره ای در این منزل هم، خانه مجردی او به حساب می آید. آنجا بود که نخستین بار در زندگی ام طعم تلخ تجاوز را با تمام وجودم حس کردم. هرچه التماس کردم. به پایش افتادم، نشد که نشد. او با ضرب و شتم، تهدید و زور، به من تجاوز کرد و فریاد من در خانه ای که هیچکس به جز او حضور نداشت، به جایی نرسید. پسری که ادعا می کرد عاشق من است به هنگام اعمال وحشیانه خودش، با موبایل از من فیلم تهیه کرد و پس از آن ماجرا، او بارها با تهدید اینکه اگر خودم را دراختیارش قرار ندهم، فیلم را در محل کار و زندگی ام پخش خواهد کرد، مرا به همان خانه مجردی کشاند و هر بلایی که دلش می خواست سر من می آورد». «شیرین» که چشمان پر اشک خود را زیر چادرش پنهان کرده بود، اضافه کرد: «اوایل دی ماه بود که یک روز ساعت پنج عصر محمد با من تماس گرفت جلوی بانک ملی ولی عصر قرار گذاشت. با یک پراید مشکی که پسرعمویش به نام «مهرداد» هدایت آن را برعهده داشت، به دنبالم آمدند. می گفت می خواهیم داخل شهر دور بزنیم. از ترس آبرویم ناچار سوار شدم. ماشین از شهر خارج شد و به سمت جاده بویین زهرا حرکت کرد. همینکه اعتراض من بلند شد که کجا می خواهید بروید، «محمد» چاقویی را از جیبش بیرون آورد و با تهدید گفت؛ اگر صدایت دربیاد، می کشمت. به خدا می خواستم که بمیرم تا دیگر به آن فلاکت تن درندهم، ولی وقتی چهره بیمار پدرم در نظرم آمد، ترسیدم. در راه هر چه التماس کردم، اصرار کردم که دست از سرم بردارید فایده ای نداشت. «محمد» فقط تهدید می کرد که اگر صدایم درآید، فیلم ها را به پدرم نشان خواهد داد». دختر جوان با اشاره به اینکه؛ پسران شیطان صفت، او را به یک کارخانه در شهرصنعتی لیا منتقل می کنند، گفت: هم اینکه به در کارخانه رسیدم، پسری که بعداً فهمیدم اسمش «رضا» است و ظاهراً نگهبان آنجا بود در را باز کرد. آنجا دوباره «محمد» به عنف و زور به من تجاوز کرد و پس از آن، مرا در اختیار سه دوست نامردش قرار داد و آنها هم وحشیانه، همان بلاها را سر من آوردند و در همان حال، از اعمال وحشیانه شان با موبایل فیلم می گرفتند. بعد هم که کارشان تمام شد، «محمد» و پسرعمویش با همان ماشین پراید مرا که تنها آرزوی مرگ داشتم به چهارراه ولی عصر آورده و پیاده کردند. چند دقیقه بعد هم، «محمد» با یک خط ایرانسل تماس گرفت و مرا تهدید کرد که جایی از این قضیه صحبت نکنم و اگر هم شکایتی بکنم، چون مدرکی ندارم و نام و نشان درست و حسابی از او ندارم، دستم هرگز به او نخواهد رسید». «شیرین» در حالی که آشکارا صدایش به لرزه افتاده بود، ضمن بیان این نکته که یکبار دیگر نیز ناچار شده است با تهدید پسر شیطان صفت برای انتشار فیلم های سیاه، توسط او و دوستانش در همان کارخانه مورد اذیت و آزار جنسی قرار گرفته است، گفت: «دیگر طاقتم تاب شده بود. نمی توانستم این ننگ را تحمل کنم و به همین خاطر بود که دست به خودکشی زدند. خانواده ام فهمیدند و مرا به بیمارستان منتقل کردند. آنجا بود که تازه متوجه شدم دو ماهه باردار هستم. «محمد» که فهمیده بود من خودکشی کرده ام و بیمارستان هستم تماس گرفت. به او گفتم که باردار شده ام. او که این را فهمید، خودش را گم و گور کرد و بعد هم توسط پسرعمویش چند تا آمپول سقط جنین فرستاد و گفته بود که اگر از آنها استفاده کنم و بچه را سقط کنم، چون مرا دوست دارد حاضر است با من ازدواج کند». به دنبال اظهارات دختر جوان، با دستور قاضی شفیعی، بازپرس شعبه ششم دادسرای عمومی و انقلاب قزوین، کارآگاهان پلیس آگاهی استان ماموریت یافتند با تحقیقات پلیسی، با ردیابی پسران شیطان صفت، آنان را دستگیر و به دستگاه عدالت بسپارند. با آغاز پیگیری های پلیس، سه نفر از دوستان عامل اصلی این ترازدی سیاه به نام های؛ «محمدرضا» 24 ساله، دانشجوی دانشگاه [...] - «رضا» 25 ساله، کارگر کارخانه [...] شهرصنعتی لیا و «مهرداد» 22 ساله، دانشجوی دانشگاه [...]، در قزوین شناسایی و دستگیر شدند و یک ماه بعد نیز، «محمد» متهم اصلی پرونده که به دنبال خودکشی دختر جوان و اطلاع از باردار شدن او به تهران گریخته بود در یک لباس فروشی در خیابان ولی عصر تهران به دام کارآگاهان پلیس افتاد. براساس گزارش حادثه آنلاین؛ با دستگیری سه پسر شیطان صفت که از دوستان متهم اصلی پرونده به شمار می روند، دو نفر از آنان به اذیت و آزار دختر جوان اعتراف کرده اند. هرچند مدعی هستند تهدیدی در برقراری رابطه شیطانی خود نداشته اند و دختر جوان به میل خود به کارخانه آمده است. این در حالی است که تحقیق و بازجویی از «محمد»، متهم اصلی پرونده که قاضی شفیعی بر این باور است که احتمال دارد در اغفال دختران جوان دیگری هم دست داشته باشد، همچنان ادامه دارد. گفتنی است: متهمان به اتهام اغفال، تجاوز به عنف، تهیه فیلم از روابط غیرشرعی، آدم ربایی و ضرب و شتم با صدور قرار قضایی روانه زندان شده اند. گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی www.niksalehi.com

 به نظر شما این دختر راست میگه و واقعا خودش راضی به این رابطه نبوده؟

 

 


 
comment نظرات ()
 
عکس عاشقانه
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۱
 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
چه آدم خوبی بود...!
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۱
 

http://mehrab.eshgh.googlepages.com/panahi2copy.jpg

"ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده.
 البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحب اش بده.

روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده.

تو این ۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری می کنند نمیتوانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند.
 روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می شه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟

 این ساختمان فقط نصب پریز و برق و نظافت اش مونده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب می گفتم این چه آدمی بود خب چرا خودکشی کرده برای همچین موضوع کوچکی. این دیگه خودکشی نداره که.

آنها با دهان باز نگاه می کردند می گفتند خودکشی نداره؟ این آینده شغلی اش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زده دیگه کسی بهش کار نمیداد. چه آدم خوبی بود...!


منبع: وبلاگ راز سر به مهر

این ژاپنی ها چه زندگیه مزخرف و چندش اوری دارن خوش به حال خودمون که جهان سومی هستیم پیشرفت به چه بهایی.


 
comment نظرات ()
 
قو های مطلقه
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۱
 

یک زوج «قوی» انگلیسی بعد از دو سال زندگی مشترک در یک پارک عمومی در یک اقدام بسیار عجیب تصمیم گرفتند از هم طلاق بگیرند.

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
باغ وحش جالب
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۱
 

بازدیدکنندگان در این باغ وحش با شرایط متفاوتی مواجه می شوند. آنان می توانند در کنار هر جانوری که دوست دارند عکس یادگاری بیندازند. البته قابل ذکر است که قبلش باید فرم رضایت نامه را پرکرده باشند چون هیچ تضمینی برای بعد از عکس گرفتن وجود ندارد...


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۱
 

بر اساس آمار منتشر شده در انگلیس حدود 15درصد دختران دبستانی در سن 10سالگی در این کشور باردار می‌شوند.
به گزارش فارس از سال 2002، 15 درصد کودکان 10ساله و 39 درصد کودکان 11 ساله در انگلیس و ولز باردار می‌شوند.

 

 

ادامهخ مطلب. 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
فال روز
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٠
 

فال روزانه، امروز دوشنبه 10 اسفند 1388



فروردین

فال روز متولدین فروردین: اگر شخصی متوجه موضوعی نمی شود شما مقصر نیستید. سعی کنید به آن ها اعتماد به نفس بدهید. زمانی که شما در رویاهای خود غرق شده اید آن ها واقع بین هستند.چهارشنبه 3 مارس: در چند روز آینده یکی از روابطتان بهتر می شود. بنابراین باید در مورد مشکلات زیادی صحبت کنید و آن ها را حل کنید. دیدگاه مثبت شما بیشتر می شود و دیگران صفات شما را بیشتر تحسین می کنند. ...

اردیبهشت

فال روز متولدین اردیبهشت: از طرف ستارگان  اجازه دارید که افراط کنید. البته می توانید کارهای نیمه تمام را انجام دهید . به جای این که حسابهای بانکی تان را خالی کنید. ...

ادامه در ادامه مطلب.

بر گرفته ازسایتwww.jasjoo.com


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
جک
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٩
 

 اگر شخصی آدم خیلی سرشناسی باشد، به نظر شما چه کاره است؟ آرایشگر!

اگر تلویزیون روشن نشد چه می‌کنید؟ آن را هل می‌دهیم و می‌زنیم کانال دو!

شباهت دماسنج و ورقه امتحانی چیست؟ وقتی که هر دو به صفر برسند، آدم می‌لرزد!

چرا همه می‌گویند: «عرضی ندارم» و به جای آن نمی‌گویند: «طوری ندارم»؟ اگر بخواهم جوابش را خدمتتان «عرض» کنم 2 ساعت «طول» می‌کشد!

بهترین وقت برای چیدن میوه باغ چه وقتی است؟ وقتی است که سگ در باغ نیست و باغبان هم برای کاری رفته بیرون!

اگر خواستید خواب از سرتان نپرد چه می‌کنید؟ سرتان را در قفس کرده و می‌خوابید!

چرا قبل از اینکه لقمه به دهان برسد، دهان باز می‌شود؟ چون درست نیست چنین میهمان عزیزی پشت در بماند!

چرا دود از دودکش بالا می‌رود؟ چون ظاهرا چاره دیگری ندارد!

اگر در مترو نه جای نشستن بود و نه جای ایستادن، چه می‌کنید؟ دراز می‌کشید!

شباهت نون سوخته با آدم غرق شده و زنی که حامله شده چیه؟ هر سه تاشونو دیر کشیدن بیرون.

فرق یخمک و آتروپات چیست؟ یخمک خوشمزه‌تر است!

چرا دو دوتا می‌شود پنج تا؟ چون علم پیشرفت کرده!

شجاع‌ترین مرد جهان کیست؟ امام جمعه قزوین!

اگه دوست داشتین ادامشو بخونید به ادامه مطلب رجوع کنید.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
جوک جمله ساز داره قشنگ
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٩
 

به ترکه میگن: با «کوش» یک جمله بساز، گفت: شلوار من کوش؟ گفتند: این که نشد، «کوش به معنی کوشش.» گفت: شلوار من کوشش؟ گفتند: بابا، «کوشش یعنی کار.» گفت: خب از اول می‌گفتین، شلوار کار من کوشش؟

به ترکه میگن: با «کیشمیش» یک جمله بساز، گفت: من پسر عموش میشم، تو کیشمیشی؟

به ترکه میگن: با «گوهر» یک جمله بساز، گفت: توی گو، هر موقع به من میرسی میگی یه جمله بساز.

به ترکه میگن: با «لجن» جمله بساز. میگه: نمیدونم چرا همه بچه‌محل‌ها با من لجن؟

به ترکه میگن: با «لوبیا» جمله بساز، میگه: کوچولوبیا!

به ترکه میگن: با «لوستر» جمله بساز،‌ میگه: من 3 تا دختر دارم یکی از یکی لوس‌تر!

به ترکه میگن: با «ماشین» جمله بساز. میگه: چقدر خوبه که شما بیایید همسایه ماشین!

به ترکه میگن: با «مایلی کهن» جمله بساز، میگه: مایلی کهنتو عوض کنم؟!

به ترکه میگن: با «مترو» جمله بساز. میگه: اصلا سوالتون غلطه! شما باید بگین مترو ببر، مترو بیار، مترو بکش ولی متروچیه نداریم!





 
comment نظرات ()
 
چند تا عکس از بچه های خوردنی
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۸
 

 

 

ادامه در ادامه مطلب.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٦
 

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
دل نوشته
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٥
 

امروز خیلی دلم گرفته دنیا واسم پوچ شده خدایا چرا.؟ نمیدونم چی بگم نمیدونم چی کار کنم نمیدونم نمیدونم نمیدونم چشم هر طرف میدوزم هر کاری میکنم این دل اروم نمیگیره

دلم گرفته از بودنم از موندنم از اتفاقاتی که تو این چند روزه واسم پیش اومده خدایا دارم میخورم زمین دیگه دارم از پا میشینم خدایا بار رو دوشمو سبک کن خدایا دیگه طاقتشو ندارم خدایا دیگه تمومش کن اگه امتحانمه اگه کفاره گناهمه دیگه تمومش کن دارم له میشم زیر بار این اشتباه و تعللم

اینقدر هوای دلم دلگیره که میخوام بمیرمو راحت شم

خدایا من هفته ی بدتر از اینم تو زندگیم داشتم.؟؟؟ چیزی یادم نمیاد ولی این هفته تلخ ترین اتفاقات ممکن واسم اتفاق افتاده اینقدر که کامم از زهر تلخش داره میسوزه.

خدا تو نرسی به دادم دار و ندارم به اتیش میشینه کمکم کن که جز تو فریادرسی نمیشناسم.


 
comment نظرات ()
 
این چشم عجیب به نظرتون واقعیه.!!!!!!!
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٥
 

mardomak.jpg


 
comment نظرات ()
 
شعر خودمه
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢
 

من گبر پیرتن با جبر زمانه چه کنم

 

با دو پای نا توانه چه کنم
با دو چشم تار و قلب بی بهانه چه کنم

امدم جان بسپرم در راه تو جانانه من
لیک با این پیر فرتوت نالان چه کنم

چه کنم که تن من ارزش جانان تو نیست
چه کنم پیر شدم عشق تو جانانه که نیست

من برای دیدنت راه بسیار امدم

با دو دست لرز لرزان با دو پای لنگ لنگان در صف عشاق تو

 

طعنه میگویند مرا پیر مرد و عاشقی
این ندانند که من پیر توام ای عاشقی
جان من جانان من درمان دردم دست توست

 

یا دو دستم گیر یا هجران من با دست توست

 

با غم هجر تو جانان چه کنم

با دو چشم خیس و گریان چه کنم

 دوستان خوشحال میشم در مورد شعرم نظر بدید حتی اگر خیلی مزخرف به نظر بیاد.

 


 
comment نظرات ()
 
پوستر
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱
 

 

 

من درد تو را آسان از دست ندهم

                                            دل بر نکنم ز دوست ، تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

                                           که آن درد به صد هزار درمان ندهم

 


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱
 
پنج وارونه چه معنا دارد ؟♥ خواهر کوچکم این را پرسید♥ من به او خندیدم♥ کمی آزرده و حیرت زده گفت♥

 

 روی دیوار و درختان دیدم♥ بازهم خندیدم♥ گفت دیروز خودم دیدم♥مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو

میداد♥ آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید♥ بغلش کردمو بوسیدم و با خود گفتم♥ بعدها وقتی غم♥

 سقف کوتاه دلت را خم کرد♥ بی گمان می فهمی♥ پنج وارونه چه معنا دارد♥

 

 

معشوقی از عاشقش پرسید...من قشنگم؟ عاشق جواب داد ...نه .

 

 پرسید ... دلش میخواد با اون باشه؟ باز جواب داد ... نه . ....اگه ترکت کنم

گریه میکنی؟ .... نه . معشوق با چشمان پر از اشک می خواست عاشق

 رو ترک کنه که اون دست معشوق رو گرفت و گفت: تو قشنگ نیستی

بلکه زیبایی ... من نمیخوام با تو باشم من نیاز دارم با تو باشم ... اگه بری

 گریه نمی کنم ... میمیرم 

 


 
comment نظرات ()
 
شرمنده ها ولی یارو حقیقتا از ...... آورد که نمرد.
نویسنده : ابوذر علی مرادی - ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱
 


 
comment نظرات ()
 
 



کد آهنگ دروغ بود از گروه بیسمارک

جدیدترین کد آهنگ