یه روز دل بود و دلداری
یه روز سر بود و سودایی
من دیوونه میگردم هنوزم انگار اینجایی
تو قلب خسته و خارم صدای تو هنوز زنده است
که انگار که نه انگار که دیگه نیستی کنار من
هوای خونه دلگیره
دلم داره میمیره
کسی دستامو میگیره
دلم تنگه دلت سنگه
دلم دریاست دلت ساحل
اگه سر نذارم رو شونت
میشم مرداب میشم گنداب
بیا ای سرو سامان قامت من
که گویم در گوش تو فریاد
دلا داد از غم نادیده ها مان
دلا داد از تمام دیده ها مان
که تو را دیدمو دیوانه گشتم
ز چشمان جفا پیشه چه ندیدمو ویرانه گشتم
نظرات ()من گبر پیرتن با جبر زمانه چه کنم
با دو پای نا توانه چه کنم
با دو چشم تار و قلب بی بهانه چه کنم
امدم جان بسپرم در راه تو جانانه من
لیک با این پیر فرتوت نالان چه کنم
چه کنم که تن من ارزش جانان تو نیست
چه کنم پیر شدم عشق تو جانانه که نیست
من برای دیدنت راه بسیار امدم
با دو دست لرز لرزان با دو پای لنگ لنگان در صف عشاق تو
طعنه میگویند مرا پیر مرد و عاشقی
این ندانند که من پیر توام ای عاشقی
جان من جانان من درمان دردم دست توست
یا دو دستم گیر یا هجران من با دست توست
با غم هجر تو جانان چه کنم
با دو چشم خیس و گریان چه کنم
دوستان خوشحال میشم در مورد شعرم نظر بدید حتی اگر خیلی مزخرف به نظر بیاد.
نظرات ()