ترونه خون

دل نوشته(شعر خودم)
نویسنده : وحید علی مرادی - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢۱
 

به دستت نیش و در کامم چه نوشین جلوه داری

بنازم نازدار صد ادای باده نوشم

که نیشم گر دهی با میل نوشم

دلم خونبارو دلت خونخوار عشقم

نشسته تیغ بی مهرم به پشتم

به دستت تیغ و بر لب خنده داری

رفیقان را با نارفیقی است چه کاری.!!!؟

منو تو یار بودیم همدمو غمخوار بودیم

چه شد یارم که این بی رحم گشتی

که این دیو پلشت بی قلب گشتی

تو گر میزنی ناراحتی نیست

که عشقم با تو گفتنی نیست

ولی بر لب چرا خنده داری.؟!

خدایا سینه ام میسوزد از درد

نه درد تیغ زهرالود به درد نارفیقی سینه میسوزد

خدایا خنجر از پشت از رفیقان خوردنم سخت است

برو خوش باش نارفیق عافیت سوز

برو سرخوش باش نازداره عالم افروز

من از تو کینه ای در دل ندارم

جز ارزوی نیک بختی برایت چیزی نخواهم

برو چشمان زیبایت به خونم نیالای عشقم

مرا کشتیو خوشنودم که خوشحالی

ولی با دست معشوق مردن...

 

خوشحال میشم در مورد دلنوشته هام نظر بدید


 
comment نظرات ()
 
 



کد آهنگ دروغ بود از گروه بیسمارک

جدیدترین کد آهنگ