ترونه خون

 
نویسنده : وحید علی مرادی - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٤
 


قطره قطره اگر چه آب شدیم
 ابر بودیم و آفتاب شدیم


 ساخت ما را همو که می پنداشت
به یکی جرعه اش خراب شدیم


هی مترسک کلاه را بردار
ما کلاغان دگر عقاب شدیم


ما از آن سودن و نیاسودن
سنگ زیرین آسیاب شدیم


گوش کن ما خروش و خشم تو را
 همچنان کوه بازتاب شدیم


اینک این تو که چهره می پوشی
اینک این ما که بی نقاب شدیم


 ما که ای زندگی به خاموشی
هر سوال تو را جواب شدیم


دیگر از جان ما چه می خواهی ؟
 ما که با مرگ بی حساب شدیم

 

محمد علی بهمنی

 


 
comment نظرات ()
 
شعر عشقانه
نویسنده : وحید علی مرادی - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٧
 

گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم

گفتی اگر بیند کسی، گفتم که حاشا می کنم

گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در

گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم


گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا

گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم

گفتی چه می بینی بگو، در چشم چون آیینه ام

گفتم که من خود را در او عریان تماشا می کنم


گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند

گفتم که با یغماگران باری مدارا می کنم

گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم

گفتم که ارزان تر از این من با تو سودا می کنم


گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گویم برو

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

گفتی اگر از پای خود زنجیر عشقت وا کنم

گفتم ز تو دیوانه تر دانی که پیدا می کنم

از: سیمین بهبهانی

 


 
comment نظرات ()
 
شعر با حال
نویسنده : وحید علی مرادی - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٢
 

شنیدم در زمان خسرو پرویز-

 گرفتند آدمی را توی تبریز-

 

به جرم نقض قانون اساسی-

و بعض گفتمان های سیاسی-

 

ولی آن مرد دور اندیش، از پیش-

قراری را نهاده با زن خویش-

 

که از زندان اگر آمد زمانی-

 به نام من پیامی یا نشانی-

ادامه در ادامه مطلب


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 



کد آهنگ دروغ بود از گروه بیسمارک

جدیدترین کد آهنگ