ترونه خون

شعر خودمه
نویسنده : وحید علی مرادی - ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٥
 

میخندم و میدانم از این خنده ی تلخم اسمان میگرید/میمیرمو میدانم از این مرگ کسی غمگین نیست

میسوزم و میسازم به این درد کسی محرم نیست/عشقم به فنا رفتو کسی مرهم نیست

ای طبیب سخت گفتار قلبم مدران که امیدی نیست/عشقی که میکشد مرا از سینه برون کشیدنی نیست

میدانمو میبینم از این درد مرا درمان نیست/برخیز طبیب از سر بالینم مرا دگر جان نیست

جان فریادم نیست برخیز طبیبم که دگر تاب ندارم/بگذار بمیرم که دگر در شب تارم امید فردایی نیست

 

انگار که در میکوبد مرگ باید بروم هیهات/بر زبانم حرفها باقیست بس کن ابوذر دگر کافی است

بر سنگ مزارم بنویسید جوان بود فارغ ز منو اینو آن بود/برسنگ مزارم بنویسید بر سینه ی تنگش هزاران تیغو سنان بود

این شعر از خودمه خوشحالم میکنید اگه در موردش نظر بدید حتی اگه به نظرتون مزخرف بیاد.


 
comment نظرات ()
 
 



کد آهنگ دروغ بود از گروه بیسمارک

جدیدترین کد آهنگ