ترونه خون

عکس عاشقانه
نویسنده : وحید علی مرادی - ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢
 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
عکس عشق
نویسنده : وحید علی مرادی - ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٢
 

 

 

انقدر مستم که بی قایق به دریا می روم

 

یا به عشقم میرسم یا غرق دریا می شوم

گفتم دوستت دارم نگاهی به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای

 دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود .

 

 

دنیا را بد ساخته اند.......

کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد.

کسی که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمی داری.

اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است .

زندگی یعنی این ...............

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ...

وسعت تنهائیم را حس نکرد ...

در میان خنده های تلخ من ...

گریه پنهانیم را حس نکرد ...

آن که با آغاز من مآنوس بود ...

لحظه پایا نیم را حس نکرد ...

 

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ...

وسعت تنهائیم را حس نکرد ...

در میان خنده های تلخ من ...

گریه پنهانیم را حس نکرد ...

آن که با آغاز من مآنوس بود ...

لحظه پایا نیم را حس نکرد ...

 

 


 
comment نظرات ()
 
عکس عاشقانه
نویسنده : وحید علی مرادی - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۱
 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
عکس و پوستر
نویسنده : وحید علی مرادی - ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٧
 

اگه خواستی تو ادامه مطلب چند تا عکس دیگه هم هست.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : وحید علی مرادی - ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸
 

روزی روزگاری در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی می کردند شادی ، غـــم ، غرور ، عشق و... روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت پس همه ساکـنــیــن جزیره قایقهایشا ن را مرمت نموده و جزیره را ترک کردند اما عشق مایل بـــــود تا آخرین لحظه باقی بماند چرا که او عاشق جزیره بود وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت عشق از ثروت که با قایقی با شکوه جزیره را ترک میکرد کمک خواست و به او گفت : آیا میتوانم با تو همسفر شوم.

 

ثروت گفت : خیر نمی توانی من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایــــقــــم دارم و دیگر جایی برای تو وجود ندارد. پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست ، عشق گفت: لطفا کمک کن و مرا با خود ببر غرور گفت : نمیتوانم ، تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق مرا کثیف میکنی . غم در نزدیکی عشق بود پس عشق به او گفت اجازه بده تا من با تو بیایم . غم با صدایی حزن آلود گفت: آه عشق من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تا تنها باشم.

 

پس عشق این بار به سراغ شادی رفت و او را صدا زد اما او آنقدر غرق در شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را نیز نشنید. ناگهان صدایی مسن گفت: بیا عشق من تو را خواهم برد . عشق آنقدر خوشحال شده بود که که حتی فراموش کرد نام یاریگرش را بپرسد و سریع خود را داخل قایق او انداخت و جزیره را ترک کرد وقتی به خشکی رسیدند پیرمرد به راه خود رقت و عشق تازه متوجه شد که چقدر به پیرمرد بدهکار است چرا که او جان عشق را نجات داده بود .

 

عشق از علم پرسید : او که بود ؟علم پاسخ داد : او زمان است . عشق گفت : زمان؟ اما چرا به من کمک کرد؟ علم لبخندی خردمندانه زد و گفت : زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است...


 
comment نظرات ()
 
عکس عاشقانه
نویسنده : وحید علی مرادی - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸
 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
پوستر با حال
نویسنده : وحید علی مرادی - ساعت ٧:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٤
 

سلام بچه ها.

یه چند روزی درگیر امتحانات بودم نتونستم اپ شم.

اینم چند تا پوستر جالب برای اونایی که با صفا و با صفتن.

مابقیشو تو ادامه مطلب ببین.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
تفاوت عشق و دوست داشتن ...
نویسنده : وحید علی مرادی - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٧
 

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی،
دوست داشتن پیوندی خودآگاه واز روی بصیرت روشن و زلال .

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد وهرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع می کند وتا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد .

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست،و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد

دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.

 

عشق طوفانی ومتلاطم است،
دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز
نجابت.

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن
"نیست،
دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرودو فهمیدن و اندیشیدن را از
زمین میکند
و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد
.

 

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را
در دوست می بیند و می یابد.

عشق یک فریب بزرگ و قوی است ، دوست داشتن یک
صداقت راستین و صمیمی،بی انتها و مطلق.

عشق در دریا غرق شدن است،
دوست
داشتن در دریا شنا کردن.

عشق بینایی را میگیرد،
دوست داشتن بینایی
میدهد.

عشق خشن است و شدید و ناپایدار،
دوست داشتن لطیف است و نرم و
پایدار.

عشق همواره با شک آلوده است،
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک
ناپذیر.

ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،
از دوست داشتن هرچه
بیشتر ،تشنه تر.

 

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،
دوست داشتن جاذبه ای در
دوست ، که دوست را به دوست می برد.

عشق تملک معشوق است،
دوست داشتن تشنگی
محو شدن در دوست.

 

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را
محبوب و عزیز میخواهد ومیخواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد ،داشته باشند.

در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:“هواداران
کویش را چو جان خویشتن دارند
که حسد شاخصه ی عشق است
عشق معشوق را طعمه ی
خویش میبیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با
هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور میگردد .

 

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است ; که از جنس
این عالم نیست


 
comment نظرات ()
 
عشق واقعی.
نویسنده : وحید علی مرادی - ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٧
 

گل سرخ و گل زرد

گل سرخی به او دادم،گل زردی به من داد

برای یک لحظه ناتمام ،قلبم از تپش افتاد

با تعجب پرسیدم:مگر از من متنفری؟

گفت:نه باورکن،نه!ولی چون تو را واقعا دوست دارم،نمی خواهم

پس از آنکه کام از من گرفتی،برای پیدا کردن گل زرد،زحمتی

به خود هموار کنی


 
comment نظرات ()
 
 



کد آهنگ دروغ بود از گروه بیسمارک

جدیدترین کد آهنگ