روی دیوار و درختان دیدم♥ بازهم خندیدم♥ گفت دیروز خودم دیدم♥مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو
میداد♥ آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید♥ بغلش کردمو بوسیدم و با خود گفتم♥ بعدها وقتی غم♥
سقف کوتاه دلت را خم کرد♥ بی گمان می فهمی♥ پنج وارونه چه معنا دارد♥
پرسید ... دلش میخواد با اون باشه؟ باز جواب داد ... نه . ....اگه ترکت کنم
گریه میکنی؟ .... نه . معشوق با چشمان پر از اشک می خواست عاشق
رو ترک کنه که اون دست معشوق رو گرفت و گفت: تو قشنگ نیستی
بلکه زیبایی ... من نمیخوام با تو باشم من نیاز دارم با تو باشم ... اگه بری
گریه نمی کنم ... میمیرم
نظرات ()هرگز نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
آنچنان مهر تو در دل وجان جای گرفت
که اگر جان برود از دل و از جان نرود

مرا که با تو شادم پریشان مکن
بیا و سیل اشکم به دامان مکن
نظرات ()