خدایا! تو که بلد نیستی SIMS بازی کنی، نه خودتو اسکول کن، نه ما رو بدبخت!
ــ فرهاد جان گفتم مامانتینا خونه نیستن برات ناهار بیارم .
ــ دست شما درد نکنه دایی ، اتفاقا خیلی گشنم بود .
ــ نوش جانت ، راستی فرهاد جان سر کوچه بودم دیدم یه دختره از خونتون اومد بیرون ...
ــ مانتو آبیه ... ؟ این دختر طبقه بالاییاس .
ــ دایی جان شما که خونتون یه طبقه بیشتر نیست!
ــ آره دیگه ، اونم دید اینجوریه گفت واسه چی بمونم!!؟
ــ آهان!
ــ شما فامیلیتون نمایی نیست؟
ــ نه عزیزم ،فامیلیم اسدیه
ــ عجیبه یه پویا نمایی هست ، شما خیلی شبیه اونین
نظرات ()